محمد بن أحمد المقدسي ( المشاري ) ( مترجم : علينقي منزوي )
143
أحسن التقاسيم في معرفة الأقاليم ( فارسي )
وآب زبيد ويثرب سبك است . آب غلافقه كشنده است . آب قرح وينبع بد است ، باقي آبها نزديك به هم هستند . من بسال 56 به حج رفته بودم آب زمزم را سنگين ديدم سپس به سال 67 دوباره به حج رفتم وآب آن را گوارا يافتم . بيشتر آبها در كرانهها گوارايند . اگر كسى گويد : سبكى وسنگينى آبها را از چه راه تعيين مىكنى ؟ گويم : از چهار راه . نخست : هر آب كه زودتر سرد شود سبكتر است ، من آبى سردشوندهتر از آب تيما وأريحا نديدم ، اينها سبكترين آب كشورهاى اسلامند . من اين راه را به وسيلهء آزمايش بسيار دريافتم . دوم : آب سبك ديرتر به عرق تبديل شود ، هر كس آب سنگين بنوشد زودتر مىشاشد . سوم : آب سبك اشتها به خوراك را مىافزايد وغذا را هضم مىكند . چهارم : اگر خواستى آب شهر را بشناسى به نزد بزازان وعطاران برو وروى مردم را بنگر ! اگر شاداب باشند آب ايشان باندازهء خرمى ايشان سبك است ، واگر آنها را مانند روى مردگان يا فتى وسرشان افكنده ديدى ، زود از آن شهر برون شو ! زيانبخشها : در مكة بادمجان بيمار مىكند ، در مدينه ترهاى هست كه عرق مدينى « 1 » را سبب مىشود [ ماهىهاى قرس ( قرش ) نيز بد است ] . معدنها : لولو در هجر است ونزديك اوال وجزيرهء خارك از راه غواصى بدست آيد ودر يتم « 2 » در اينجا است براي اين كار غواصان را مزد دهند تا فرو شوند وصدفهائى كه لولو در ميان دارند بيرون آورند .
--> ( 1 ) يا : عرق مدنى ، بيمارى رشته است كه به صورت تأول بر تن پديد آيد ، سپس كرمى باريك از آن برآيد ( لغتنامه ) ( 2 ) متن : درة اليتيم ، به صورت مضاف ومضاف اليه است نه صفت وموصوف ،